مجموعه فیلمها Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 9 دی 1387

تصاویر حکاکی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست. هیچکس سوار بر اسب نیست. هیچکس را در حال تعظیم نمیبینید. هیچکس سر افکنده و شکست خورده نیست .هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد . از افتخارهای ایرانیان این است که هیچگاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است در بین صدها پیکره تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید حتی یک تصویر برهنه و عریان وجود ندارد ، بفرست برای یک قلب پاک از تمام معابد و مساجد زیبای جهان زیباتر است 

جمعه 22 آذر 1387

taboot.jpg

بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و انا الیه راجعون
اینجانب ل فرزند ر در صحت عقل وصیت می‌کنم:
کفن و دفن
ماده ۱ - پیکرم با رعایت تمامی شعائر مذهبی به خاک سپرده شود. نماز میت اقامه شود و از عر زدن بالای کفن باز شده‌ام دریغ نشود. از این کارهایی که توی قبر می‌کنند اعم از شانه تکان دادن و به پهلو خواباندن و ورد خواندن توی گوش کلهم انجام شود.
ماده ۲ - مراسم سوم و هفتم و چهلم و سال و الخ با رعایت تمام جزئیات و دعوت از یک چپ فسیل ارزان قیمت جهت سخنرانی در وصف خدمات من به کارگران، در مسجد برگزار شود.
تبصره یک: از این مسجدهایی که مراسم را با میز و صندلی برگزار می‌کنند نباشد. قشنگ هیاتی کنار هم بنشینند و چای و خرمایشان را بخورند.
تبصره دو: برای سخنرانی دکتر ف.ر را پیشنهاد می کنم.
ماده ۳ - شام و نهار مراسم ها بنا به صلاحدید پدرم باشد. اصراری ندارم.
تبصره یک: اگر تصمیم به غذا دادن گرفته شد مرغ نباشد که یکی سینه بخواهد و یکی ران و خلاصه پسرها با این حرفها وسط مراسم عزای من خودشان را خراب کنند و کرکر بخندند. کباب کوبیده بدهید و عزیز مراقب باشد دخترها هره کره نکنند.
تبصره دو: سهم بچه‌ها را کامل بدهید.
ماده ۴ - من را در امامزاده ج دفن کنید. اگر امامزاده ج جا نداشت هر جا غیر از بهشت زهرا. با این قبرهای سری دوزی شده بهشت زهرا که شبیه کارخانه تدفین است و مرده ها شبیه مواد خام تولیدش هستند حال نمی کنم.
ماده ۵ - واضح است که مواد بالا تماما جهت جلب رضایت خاطر والدینم است. آنها می‌توانند در هر کدام از این مواد دخل و تصرف کنند.
تبصره یک: اگر آنها آنقدر از خودگذشته بودند که عمیقا دلشان بخواهد بنا به اعتقاد من با جنازه‌ام رفتار کنند عرض می کنم که اصولا اهمیتی ندارد. می‌توانند هربلایی سر جنازه‌ام بیاورند جز اینکه مثل قرتی‌ها بسوزانندش.
تبصره دو: بد نیست به گزینه اهدا به باغ وحش پارک ارم جهت سیر کردن شیرهای گرسنه هم فکر شود.
ماده ۶ - اگر «م» در تمامی مراسم‌ها در صف مقدم نبود تبصره یک ماده 7 و همچنین ماده 10 اجرا نشوند.
ارث
ماده ۷ - تمام چیز مثقال اموالم در اولین فرصت فروخته شود و به مصرف مسافرت و خوش‌گذرانی والدینم برسد. در واقع من در تمام این سالها فقط به این دلیل مستقل نشدم که شرایط عیاشی در خانه پدری مهیا بود و با توجه به اینکه می دانم کارهای من با اعتقادات والدینم نمی خواند از طریق این ارث می خواهم عامدا «ندید گرفتنشان» را جبران کنم.
تبصره یک: اگر والدینم مکه، کربلا، نجف و کلا مکان‌های مذهبی را برای خوشگذرانی انتخاب کردند بدون سئوال و جواب و گوش دادن به توجیهاتشان پس گرفته و به «م» برسد تا او عیاشی کند.
تبصره دو: اگر او هم ور حاج جبارش ورم کرد و خواست سرمایه‌گذاری کند سهمم به مصرف گربه‌های بی خانمان شهر تهران برسد. (منظور این است که با اموال من سرمایه‌گذاری دنیوی و اخروی نشود. فی‌المجلس در راه عیش و نوش به جریان بیافتد.)
تبصره سه: «م» خباثت را کنار بگذارد و به جای فراهم کردن شرایط اجرای تبصره اول به پدرم یاد بدهد که عیاشی فقط کباب باد زدن توی باغ نیست. می تواند تا قبل از عملی شدن پیش برود و در صورت نیاز او را با آق رضا کرجی آشنا کند.
ماده ۸ - عینکم به خانم «س» برسد که در زمان زنده بودنم دهنم را زد بسکه پرسید چند خریدی و از کجا و آیا قسطی هم می‌شود.
تبصره: در صورتی که عرضه نداشت آقای «ع» ساده دل را برای ازدواج متقاعد کند بهتر است برود بمیرد، مثل حالای من. عینکم هم به همان مصرفی که در تبصره دوم ماده  ۷ آمده برسد.
ماده ۹ - کتابخانه‌ام به همسر آقای «الف-م» برسد که رندانه عاشق تیر و تخته‌اش شد بی‌آنکه به کتابهایم توجهی نشان بدهد و حتی گفت «چه چیزهایی می‌شود توش چید» و وقتی من گفتم کریستال؟ چشم‌هایش برق زدند.
ماده ۱۰ - کتاب‌ها، فیلم‌ها و تمامی وسایل اتاقم به «م» برسد. به این شروط:
بند یک: پس از مرگم او اولین نفری باشد که وارد اتاقم بشود و تمام گوشه موشه‌ها را خوب نگاه کند که گندی به جا نگذاشته باشم.
بند دو: چون هیچ ضمانتی وجود ندارد مراما قول بدهد که حافظه کامپیوترم را بپکاند یا لااقل فایل‌های عکس بندگان خدا را پاک کند. هر چند می‌دانم آخر سر کمپلت می‌فروشد به یک نوجوان حـ.شری.
بند سه: لوازم بهداشتی که توی جعبه‌‌ای در کمدم قرار دارد را یا به مصرف برساند و یا به هر ترتیب از آن خانه دور کند.
بند چهار: نرود توی مایه‌های «رفیق از دست داده» تا از مرگ من نردبانی بسازد برای تور کردم مادام خ. در این صورت مش قل و زمبه است.
بند پنج: سیم کارتم را بفروشد و با پولش یک حال مختصری به آقای «م-موتورساز» بدهد که زندگی را برای جفتمان هدف‌دار کرد.
بند شش: بی‌خیال سهمش از این دوربینه بشود و آن را یک جوری برساند به  بیچاره‌هایی که جلوی در سینما زار می‌زنند و فکر می‌کنند تنها دلیل فیلم نساختن‌شان نداشتن امکانات است. مخصوصا برای خنده برساند به دست اینهایی که قصد دارند یک فیلم عرفانی مدرن بسازند. اینهایی که در ادبیات بیضایی را میپرستند و مونولوگ آخر گرگدن‌ یونسکو را حفظ کرده‌اند. خودش می‌داند.
ماده ۱۱ - سطل فلزی فیلتر سیگارهایم به مادرم برسد بسکه تا دو روز خانه نبودم برش داشت و تغییر کاربری داد.
ماده ۱۲ - فندک‌های رومیزی درشکه‌ای، شیری، اسبی و سماوری را که الف در سفرهای مختلف برایم سوقاتی آورد به اضافه تمام جاسیگاری‌هایم به آقای «م-شیرازی» برسد. به پاس یک عمر کام سنگین گرفتن از وینستون قرمز.
باقیات الصالحات
ماده ۱۳ - هر چند می‌دانم تا هفت هشت نسل بعد از من کتاب‌هایم به درد هیچ کدام از اعضای آن خانواده نمی‌خورد اما مثل آقای صفار درباره اثرات مخرب این کتاب‌ها هشدار میدهم و توصیه می‌کنم اگر به هر دلیلی ماده ۱۰ اجرا نشد کتاب‌ها را یکجا به بزخرهای میدان انقلاب بفروشید. درباره تبعات عدم اجرای این بند همینقدر عرض کنم که بچه اصولا حالیش نیست. فکر می‌کند هرچیزی را که بشود خواند باید خواند. مثلا من به طور اتفاقی فارسی خواندن را با «داستان راستان» علامه شهید دکتر و الخ مرتضی مطهری شروع کردم و کار به جایی رسید که در طول زندگی پرخیر و برکتم دهن تک تک‌تان را آسفالت نمودم. حالا فرض کنید بچه‌ای خواندن را با کافکای دایی جون مرحوم شروع کند. خودتان تهش را حدس بزنید.
ماده ۱۴ - برای نسل‌های بعدی مخصوصا بچه‌های احتمالی خواهرهایم از چاخان درباره شخصیت علمی-ادبی-فرهنگی-هنری دایی جون مرحوم کم نگذارید. یک طوری پروپاگاندا کنید که بچه خیال برش دارد «ببینی چی بوده». برای روحیه‌شان خوب است. در مورد ما که جواب داد.
تبصره: روزنامه‌های ۱۷-۱۸ سالگی‌ام را به گمانم مادرم قایم کرده. برای آنکه بچه به محض آنکه به سن عقل رسید متوجه تبلیغات نشود بهتر است معدوم شوند و کلا اسمم را هم بهشان کج و کوج بگویید چون می‌توانند با یک سرچ ساده در گوگل کل زندگی‌ام را بخوانند و آنوقت دستتان رو می شود. بهتر است یک چیزهای کلی در مورد اینکه فلانی چه قله هایی را فتح کرد و خلاصه ابر مردی بود بگویید و وارد جزئیات نشوید.
ماده 15 - اگر بعد از مرگم زنی ادعا کرد از من بچه ای دارد به فرزندی قبولش کنید. چون اولا زندگی جنسی بی نظمی داشتم و اصلا بعید نیست راست گفته باشد. دوما. بگیریم صدی نود دروغ می گوید. خب. مگر من نباید نسلتان را ادامه می دادم؟ ایناهش!
تبصره: اگر بچه دختر بود بگویید فلانی مشکلاتی داشته که اساسا بچه دار نمی شده. مدارک پزشکی اش را هم اگر دادگاه خواست می سپارم آقای دکتر ه جور کند.
خیرات
ماده 16 - چند سال پیش در یکی از این شهرهای جنوبی برای کاری رفته بودم. پرواز برگشتم ساعت شش بود و من از هفت صبح تا چهار بعدازظهر توی شهر سگدو زده می زدم و تازه کارم تمام شده بود. فقط هزارتومن پول توی جیبم بود که باید کرایه ماشین میدادم تا فرودگاه و کارت بانک و تنخواه اداره ای که برایش به سفر آمده بودم را هم توی کیفم جاگذاشته بودم. خلاصه گرسنه بودم و نفهمیدم چطور شد که یکهو دیدم یک سینی پر از نان و پنیر و خرمای ساندیچی جلویم ظاهر شد. به طرز خطرناکی چسبید آنچنان که کم مانده بود شهادتین را بگویم و به راه راست بازگردم و بروم آن دنیا و شفاعت مرحومی که برایش خیرات داده بودند را بکنم. از همین چیزها خیرات کنید.
حق الناس
ماده 17 -  قرضی ندارم و طلبم هم از بیچاره هایی است که شرم می کنید وصولش کنید. کلا بی خیال.
ماده 18 - در زندگی یک مورد ازاله بکارت داشتم که گاهی اوقات روی وجدانم است. هرچند قضیه زیاد جدی نیست و اصلا حالا که خوب فکر می کنم به این نتیجه می رسم که بهم تجاوز شده ولی محض محکم کاری «م» یک حلال بودی بطلبد. حلال هم نکرد به درک. دایورت کند به چیز جنازه ام. تازه به گمانم طرف می خواست برود بازیگر بشود. «م» می تواند به عنوان وارث من یک سهمی از قراردادهای احتمالی اش را هم بگیرد چون راهش را برای رسیدن به هدف هموار کردم.

چهارشنبه 20 آذر 1387

زبونی که به کسی نگه دوست دارم به درد لیسیدن بستنی قیفی میخوره.
پس
  د  و  س  ت  ولش کن، بستنیش خوشمزه تره  

----------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

بالاخره پنج راه برای آدم شدن کشف شد
......
......
......
......
......
......
......
زیاد کنجکاو نشو تو یکی آدم بشو نیستی

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

لقمان حکیم هر وقت دلش می گرفت با خرش درد دل می کرد. من هم الان دلم گرفته. کجایی؟

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

اگه عاشقی به توصیه های زیر گوش بده: 
.
.
.
.
ای ناقلا حالا طرف کی هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

گونی گونی دوستت دارم ولی قربونت گونی هاشو پس بده مال مردمه

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

دعای شبهای یک کودک: خدایا میدونی با این که آب کم خوردم باز جیش کردم پس کمکم کن صبح کتک نخورم آمین.. خوب حالا که دعاتو کردی برو لالا کن

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

میدونی فرق تو با فندق چیه؟ فندق یه مغز کوچولو داره ولی تو اونم نداری!

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

آرامش در زندگی بهترین چیزه.. بیا به زندگی فکر کنیم، به عشق،‌به زیبایی، به بهشت، به جهنم،‌ به درک، به تو چه،‌ به من چه، من اعصاب ندارما!

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

قهوه سه خاصیت داره:

خوش رنگه مثل چشمات.
رقیقه مثل قلبت.
تلخه مثل ریختت!

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

اگه یه روز چشمات پر از اشک شد و نیاز به شونه ی کسی داشتی ، اصلا رو من حساب نکن! چون شونه مثل مسواک یه وسیله شخصیه

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

میگن وقتی یه خوشگل به آسمون نگاه میکنه ستاره ها چشمک میزنن و حال میکنن
یه وقت به آسمون نگاه نکنی گند بزنی به حالشون

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

می دونی چقدر دوستت دارم؟ به اندازه تارهای موی سرت ضرب در تعداد نفس هات ضرب در تموم ستاره های آسمون ضرب در صفر

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

اگه می خوای دوستت داشته باشم خط زیر رو بخون
دیدی کمبود محبت داری

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

شاعر می گه:


.


.


.


خیلی برات مهمه؟ اگه سر درست هم همین قدر سمج بودی، الان دکتر مهندس شده بودی

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

همین الان از آسمون زنگ زدن گفتن قشنگ ترین فرشته شون گم شده... ... یه وقت منو لو ندی

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

اگه خسته ای: به من تکیه کن اگه تنهایی: بیا پیشم اگه بی پناهی: پناهتم اگه پول می خوای : مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

o


\|/


  /


عمراً اگه لنگم و پیدا کنی!

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

اون چیه که از گل بهتره؟ از حوری قشنگ تره؟ از دنیا با ارزش تره؟ از فرشته پاک تره؟ . . . واقعا که!!! تو هنوز منو نشناختی؟؟؟؟

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

اگه یه روز بری و بری و بری و بری و بری و بری و بری و بری و بری و بری و به خونتون نرسی ...
اونوقت میفهمی کلاغ قصه ها چی میکشه!

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

مهم نیست که دلت دریا باشه یا برکه، مهم اینکه که نذاری کسی توش جیش کنه

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

به همسرت نیکی کن . اگر همسر نداری به دوست دخترت نیکی کن . اگر دوست دختر نداری یکی پیدا کن . اگر پیدا نکردی تلاش کن . اگر تلاشت نتیجه نداد خاک بر سرت کنن بی عرضه بی خاصیت

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

 برو بالا
.
بالا تر
.
تو هنوز فرق بالا و پایین رو نمی دونی ؟؟ تمرین کن فردا چپ و راست رو می پرسم

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

اگر می خواهید زندگی جدیدی داشته باشید با ما تماس بگیرید.. (سازمان بازیافت زباله)

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

امروز سالروز تولد پت و مته ! تو هم مثل من این روز رو به خنگ ترین کسی که میشناسی تبریک بگو!!
جنبه داشته باش واسه خودم نفرست

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

تو را به اندازه ساعتهایی که به عکست نگاه میکنم دوست دارم

از طرف عاشق دل خسته ات، کور مادرزاد

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

من سر راه تو دامی از عشق پهن کردم ولی تو به سرعت از کنار آن رد شدی و گفتی میگ میگ.. .  .

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

یه قورباغه با یه اردک ازدواج میکنه ... اگه گفتی بچشون چی میشه ؟ ... بچه دار نمیشن ... تو رو خدا براشون دعا کن و این اس ام اس رو واسه 10 نفر بفرست تا امشب یه خبر خوب بهت برسه .. لطفاً کوتاهی نکن. یه نفر نفرستاد بچش قورباغه شد!!

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

 می دونی چرا من هیچوقت صدقه نمی دم؟؟؟ چون نمی خوام تو از من دور بشی.. آخه میگن صدقه بلا رو از آدم دور می کنه

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

یک گل خوشگل پشت ویترین گل فروشی دیدم!!! خواستم برات بخرمش. به فروشنده گفتم :اون گل چند؟ گفت:اون گل نیس! آینه ست

------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

برداشتن قدم‌های بزرگ در زندگی، پاره شدن خشتک را در پی دارد

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

یک مورچه و یک زرافه باهم ازدواج می کنند شب عروسی مورچه گم می شه بعد از یک هفته پیداش می شه بعد زرافه بهش می گه این همه مدت کجا بودی مورچه می گه :تو راه بودم که بیام بوست کنم

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

امیدوارم خوشبختی مثل سگ پاچتو بگیره, مثل سوسک ازت بالا بره, مثل انگل تو وجودت باشه, مثل عقرب نیشت بزنه و مثل آف همیشه واست بیاد

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

الهی دورت بگردم!!! ولی با کدوم بنزیـن؟

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

دیروز روز جهانی آوارگان بود, توقع داشتم یه تبریک خشک و خالی به ما میگفتی که یه عمریه آوارتیم

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

وقتی کسی ناراحتت می‌کنه 42 تا ماهیچه استفاده میشه تا اخم کنی، اما فقط 4 تا ماهیچه لازمه تا دستت رو دراز کنی و بزنی پس کله‌اش

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

صبح کیفم را زدند، بدبخت شدم، توش همه زندگیم بود، شناسنامه، پاسپورت، کارت ملی، 2.5 میلیون پول، 14 تا سکه تمام بهار آزادی، یه شاخه نبات، یک دست آینه و شمعدان . . . . . بنده وکیلم؟

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

3)آبان روز 13 ندارد. 4)روز 13 به در 5) هر دو تا 6)هر سه تا 7)هر 5 تا 8)پنج پنج تا 9)چرا پنج تا؟ 10) پس چند تا؟ 11)هر کی می گه 13 نیست، 17،18،19،20

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

شبا همش به چت خونه میرم من ..... سراغ آف و آف خوندن میرم من ..... تو این چت خونه ها خسته دردم ..... به دنبال پس ایدیم میگردم ..... پسم گم شده پیداش میکنم من ..... اگه کارتوه وای به حالت ..... رسوات میکنم من

 ------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----

یه روز یه دختر دعا می کنه خدایا : من چیزی برای خودم نمی خوام فقط یه داماد خوب و خوشگل نصیب مادرم کن


چهارشنبه 20 آذر 1387

مشکلی که با پول حل شود، مشکل نیست هزینه است!

 

* * * * * * * * * *

اگر کاری که می‌کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند...

* * * * * * * * * *


زندگی دو چهره بیشتر نداره یا به بازیت میگیره یا به بازیش میگیری انتخاب با توست

* * * * * * * * * *


از زندگی هر انچه لیاقتش را د اریم به ما میرسد نه انچه که ارزویش را داریم

 

* * * * * * * * * *
زندگی را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترین قله ها رسیدی، لبخند خود را نثار تمام سنگریزه هایی کن که پایت را خراشیدند.

* * * * * * * * * *


ساده ترین کار جهان این است که خود باشی و دشوارترین کارجهان این است که کسی باشی که دیگران می خواهند.

* * * * * * * * * *

به اخرش فکر نکن بگذار عشق خودش حرف اخر را بزند

* * * * * * * * * *

 

کسانی که به انتظار زمان نشسته اند آنرا از دست داده اند!

* * * * * * * * * *


در زندگی از تصور مصیبت های بیشماری رنج بردم که هرگز اتفاق نیفتادند

* * * * * * * * * *

مشکلی که با پول حل شود، مشکل نیست هزینه است!

* * * * * * * * * *

بهترین اشخاص، کسانى هستند که اگر از آن ها تعریف کردید، خجل شوند و اگر بد گفتید، سکوت کنند."جبران خلیل جبران"

 

* * * * * * * * * *


بخندیم ، امّا سرمایه خنده ما، گریه دیگران نباشد

استاد محمد تقی جعفری

* * * * * * * * * *

 


آنان که برای با هم بودن نیاز به دلیل مادی دارند. مدتها پیش عشق را در خود کشته اند. عشق جهان را می سازد نه جهان عشق را.(آرش.ا.ب)

* * * * * * * * * *

اینجا چشم انداز باز است و جان بر بلندا! اما انسانهایی خلاف این وضعیت هم هستند که آنها هم بر بلندی اند و چشم اندازی باز دارند، اما به پایین می نگرند.((نیچه))

 * * * * * * * * * *

تاریخ یک ماشین خودکار و بی راننده نیست و به تنهایی استقلال ندارد، بلکه تاریخ همان خواهد شد که ما می خواهیم.((ژان پل سارتر))

 

* * * * * * * * * *

بشر به خوشبختی خیلی زود عادت میکند و چون خیلی زود عادت میکند خیلی زود هم فراموش میکند که خوشبخت است

دوشنبه 4 آذر 1387

به نام خدایی که هستی را با مرگ ،دوستی رابی رنگ ، زندگی را با رنگ ،‌عشق را رنگارنگ ،رنگین کمان را هفت رنگ ، شاپرک را صد رنگ … و من را دلتنگ تو آفرید …love struck

با وفا باشی، جفایت می کنند. بی وفایی کن، وفایت می کنند. مهربانی گر چه آیینی خوش است، مهربان باشی، رهایت می کنند…

ترکه میره جبهه و از کمر به پایینش قطع میشه، بهش میگن: چه احساسی داری؟ میگه: احساس می‌کنم تا کمر رفتم تو بهشت
drooling

دولت از اینکه مجلس حتی کارتهای صد آفرین دوران ابتدایی کردان را هم نپذیرفت ابراز تاسف کرد
hee hee

به بزرگترین عشق در کوتاه ترین جمله ی ممکن به روی لطیف ترین گل سرخ یرای تو بهترین کس دنیام می نویسم دوستت دارم

به اصفهانیه میگن انگیزه ات چیه هی کنکور می دی؟ میگه: به خاطر ساندیس و کیک!

اصفهانیه به پسرش می گه وقتی می خوای با نامزدت بری سینما، داخل سینما باهاش قرار بذار، تا اون پول بلیط خودش رو خودش بده! پسره می گه: اِاِاِاِاِ، پس پول بلیط منو کی حساب کنه؟
rolling on the floor

تعریف دانشجو: موجودى نحیف، عصبى، بى پول و شبیه به انسان! که از تخم مرغ، گوجه و نیکوتین تغذیه می کند و دشمنى عجیبى با کتاب دارد

دختر: مامان عشق چیه؟
مادر: هیچی مادر - اینو مردا ساختن تا پول ماها رو ندن !

یارو میره طواف کعبه، جو می گیرتش میزنه تو سرش و داد می زنه " وای خدا کشته شد"
surprise

دوست غضنفر بهش میگه سی دی که بهم دادی خش داره؟
میگه: آخه آهنگای قشنگش رو علامت زدم
silly

نگو هرگز خداحافظ که از تنهایی بیزارم/ زپیش من نرو هرگز که من تنها تورا دارم


میگن به یاد یکی بخوابی خوابشو میبینی! می میرم برات تا همیشه ببینمت!
peace sign

گل را یک روز ، تو را هر روز ، گل را تا وقت پژمردن ، تو را تا وقت مردن ، دوستت دارم.
rose

باغبان درب را نبند من فرد گلچین نیستم ، من اسیر یک گلم دنبال هر گل نیستم.

دلم احساس غم دارد/ در این انبوه ویرانی/کمی تا قسمتی ابری/ و شاید باز بارانی

یارو دم یه گربه رو گرفته بوده و می کشیده بهش می گن : گناه داره چرا دم گربه رو می کشی؟ می گه بابا من فقط دمش رو گرفتم … خودش می کشه

با اینکه می دانم دوست داشتن گناه است دوستت دارم با اینکه می دانم پرستش کار کافر است می پرستمت با اینکه می دانم آخر عشق رسوایی است عاشقت می شوم پس گناهکارم ، کافرم ، رسوایم ولی همچنان دوستت دارم

اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم….هنوز هم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم…

مهم نبوده سوختنم، دور از تو پرپر زدنم، مهم تو بودی عشق من، نه قصه شکستنم، به افتخار عشق تو میگم که بازنده منم…
broken heart

به چشمانه مهربانه تو می نویسم حکایت بی نهایت عشق را تا بدانی که محبت و عشق را در چشمان تو آموختم و با تو آغاز کردم به پاکی چشمانم قسم که تا ابد… دوستت دارم

جز من اگرت عاشق و شیداست بگو ور میل دلت به جانب ماست بگو ور هیچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو،نیست بگو،راست بگو..

نام نویسی جهت اعزام فوری به حج تمتع امسال شروع شده است.
جهت اقدام به دفتر تهیه و ارسال چارپایان جهت ذبح در عید قربان مراجعه فرمایید.
thumbs up

لحظه لحظه های زندگی را سپری می کنیم تا به خوشبختی برسیم غافل از اینکه خوشبختی در همان لحظاتی بود که سپری شد (شریعتی)

دلم برای کسی تنگ است که چشمهای قشنگش را به عمق آبی دریای واژگون می دوخت وشعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند دلم برای کسی تنگ است که همچو کودک معصومی دلش برای دلم میسوخت ومهربانی را نثار من می کرد دلم برای کسی تنگ است........

دوره ارزانیست … شرف اینجا ارزان … تن عریان ارزان … آبرو قیمت یک تکه نان ... و دروغ از همه چیز ارزانتر … و چه تخفیفی خوردست ، قیمت هر انسان!!

مهمترین لحظات زندگی لحظات تصمیم گیری است که سرنوشت ما شکل می گیرد
wave

 

جمعه 1 آذر 1387

سلام دوستان این مظالب رو اذر خانم فرستادن تو نظرات  

 


می خوام عکسمو بدم واست برای یادگــــاری
.
فقط یه شرط داره
.
اونم اینکه وقتی بهش نگاه می کنی , با چاقوی تـــــیـــــز پرتقال نخــــــوری !!
زلیخا موفق شد به یوزارسیف شماره بدهد.هیجکس تنها نیست,همراه اول
مجمع تشخیص مصلحت نظام پس از بررسى عملکرد دولت احمدی نژاد در این چهار سال مناسب دید که سرود جمهورى اسلامى به آهنگ پت و مت تغییر یابد
علی کردان بعد از استیضاح طی حکمی توسط رئیس جمهور به ریاست سازمان جـــــعل اسنـــــاد کشور منصـــوب شد.
موسسه (نشنال جغرافیک) در نقشه جدید منتشره بجای نام شهر" رشت "از واژه "پوتیفارآباد "استفاده کرد
فیلم جدید سینماهای ایران به کارگردانی کمال تبریزی:
همیشه پای یک زن در هوا هست
درخواست نهایی کردان از لاریجانی پس از استیضاح :
ها ای استیضاح که تو الان گفتی ای یعنی چه ؟
به تعدادی کارگر ساده جهت انجام امور اجرایی کشور نیازمندیم
علاقه مندان به دفتر ریاست جمهوری مراجعه نمایند..
ان صحنه ی یوسف که زنان دست بریدند
علت همه این بود که محمود احمدی نژاد رو ندیدند..
شورای تدوین کتب درسی دفاعیه دکتر کردان را جایگزین متن چوپان دروغگو کرد..
زلیخا گفته : من هفت تا در رو بستم تا کسی از وقایع باخبر نشه !
.
اما کتایون ریاحی جلوی دوربین آبروم رو برد

پنجشنبه 16 آبان 1387

متن های زیر از استاد سیاوش اوستا دانشمند و پژوهشگر دین اجدادی ما زرتشت است


 خطبه عقد و ازدواج بزبان عربی توهین بزرگی به شخصیت زن

 
سیاوش اوستا
 خطبه عقد و ازدواج بزبان عربی توهین بزرگی به شخصیت زن میباشد که بر اثر عدم آگاهی و آُشنایی ما بزبان عربی سالهاست مورد استفاده قرار گرفته است
 در پی تازش تازیان به ایران پس از وفات پیامبر اسلام دختران و زنان ما بعنوان غنیمت جنگی و با نام کنیز و با توجیه قرآنی ما ملکت ایمانکم مورد تجاوز اعراب قرار میگرفته اند و پس از استفاده نخست خودشان آن عزیزان را به عقد دیگران در می آورده اند با دریافت وجهی که تعیین مبلغ در ازدواج نیز از همین شیوه بد تازی آمده است
 بدین رو در خطبه عقد تازی از دو واژه انکحتک و زوجتک استفاده میشود که انکحت از نکح می آید و نکح یعنی گاوی و یا شتری سوار شتر دیگری شدن و با او کار جنسی انجام داد
 و آنگاه که ملا میگوید انکحتک و زوجتک لموکلی یعنی من چنین کاری را بوکالت موکلم انجام دادم زیرا واژه زوج نیز یعنی جفت شدن و آن کار را انجام دادن
 من که امروز میخواهم این مسئله را بنویسم و شرح بدهم شرمنده ام و نمیتوانم بیش از این این مسئله را باز کنم حالا شما در نظر بگیرید که چهارده قرن است پدران و مادران ما را با این واژه های توهین آمیز عقد کرده اند
 اصلا چرا باید در بهترین لحظه زندگی یک زن و مرد از واژه های زشت جفت شدن و سوار هم شدن استفاده کرد آنهم کسی دیگر این کار را بوکالت انجام بدهد

 نامهای تازی میان ایرانیان

  آماری که اخیر در ایران منتشر شده است کتابهای تاریخی که در ایران چاپ و پخش میشود حدود 40 درصد از بازار کتاب را به خود اختصاص داده است. یعنی ایرانیان توجه بسیار بالا و بزرگی به تاریخ و پیشینه و گذشته خود داشته و جستجوگر شناخت گذشته خود می‌باشند!

 هرچند در سالهای نخست انقلاب کتابهای دینی و بویژه اسلامی خریداران بسیاری داشت و پس ا زچندی دهها سازمان و تشکیلات دینی و دولتی هزاران هزار کتاب را از تاریخ اسلام و غیره چاپ کرده و بطور رایگان در اختیار مردم داخل وخارج از کشور قراردادند، اما خیلی زود مردم بسوی تاریخ گذشته خود روی آورده و کتابخوانی باستانی!! رایج شد! جدا از کتابخوانی باستانی، کتابهای بسیاری از تاریخ و تحلیل و نقد و تفسیر مسائل اسلامی بودند از زبانهای دیگر بویژه عربی ترجمه شد که نسبت به جو صددرصد شیعی سالهای قبل مردم با افکار و آراء مختلفی دررابطه با اسلام نیز آشنا شدند.

 همراه  و همزمان با این توجه ویژه به تاریخ کهن، ایرانی اندیشیدن و نام ایرانی برگزیدن نیز از سالهای 60 در ایران رشد کرد.... بگونه‌ای که اینک حدود 45 درصد نامهایی که هموطنانمان در داخل کشور برای فرزندان خود انتخاب میکنند صددرصد ایرانی است. ودرصد نامهای ایرانی درخارج از کشور به 65 درصد میرسد!

 بالارفتن رشد فکری مردمان ما طی این سالهای اخیر و تحمیل فراگیری زبان عربی در مدارس جمهوری اسلامی موجب شد تا هموطنان ما به ریشه و معنی برخی از نامهای غیرایرانی پی‌برده وتلاش کنند تا هر چه بیشتر از نامهای زیبا وپرمعنای ایرانی بهره ببرند و واقعاً طی قرنها نیاکان ما بخاطر آگاه نبودن از معنی‌های برخی از نامها، شاید ستمی تاریخی به فرزندان خود میکرده‌اند. البته چون زبان عربی زبان مادری مردم ما نبوده است و هجوم بیگانه موجب شده بود تاخودآگاه برخی از واژه‌ها و نامهای نادرست بر تاریخ و فرهنگ و جوامع و خانواده‌های ما تحمیل شود!

 مثلاً غلام نامی است  و یا شاید بهتر باشد بگوییم پیشوند برخی از نامهایی است که هرگز در زبان عربی از آن استفاده نمی شود. اما غلامعلی و غلامحسین و غیره درمیان ما ایرانیان بسیار رایج بوده است!

 من بسیاری از کشورهای عربی را گشته‌ام!! دوستان بسیاری دارم که از کشورهای عربی هستند و هرگز یک عنصر عرب را ندیده‌ام که اورا غلام بنامند!  و این بدین خاطر است که اعراب معنی غلام را می‌دانند و ما نمیدانسته‌ایم. غلام از ریشه غلم می‌آید که به معنای بهره‌وری جنسی است! و غلام به سربچه‌هایی می‌گفتند که اعراب از آنها استفاده جنسی می‌نموده‌اند! بغلط به ما گفته‌بودند که غلام یعنی نوکر وبرده و بنده! درصورتیکه درزبان عربی، عبد میشود برده و نوکر را خادم میگویند! غلام وکنیز همطراز و همراهند!!  از کنیزان نیز بهره جنسی وخانگی می‌برده‌اند و از غلام بچه ها نیز!!

 بسیاری از نامهای عربی که درمیان ما ایرانیان رایج است درمیان اعراب اصیل (عربستان سعودی، کشورهای خلیج فارس..) ابداً متداول نیست! هرچند امکان دارد که این نامها درمیان شیعیان مورد استفاده قرار بگیرد. آنهم بعنوان عشق وتعصب ویژه‌ای که نسبت به برخی از شخصیتهای تاریخ اسلام داشته و دارند. اما بدون شک اگر پدرومادری باریشه  این گونه نامها ومعنای آنها آشنایی میداشته‌اند هرگز نامهای نازیبا را بعشق شخصیتهای تاریخی برروی فرزندان خود نمی‌نهادند.

 با هم به معنی چندنام نگاهی می‌اندازیم که نتیجه سالها پژوهش و کنکاش می‌باشد:

 ام کلثوم: ام یعنی مادر و کلثوم به فرزند خیکی و چاق اطلاق میشود

 حفصه: هسته خرما و یا زن سیاه و زشت

 خدیجه: به سقط جنین شتر میگویند

 بتول: زنی که هوس مرد و همخوابگی دارد

 سمیه: از سم می آید و به اندازه زهری که در چیزی باشد میگویند.

 سکینه: که مسکین نیز با این نام هم خانواده می‌باشد. به بانوی گدا و خوار و بیچاره میگویند

 رقیه: که از ریشه رق می‌آید، به معنای افسون و جادو و نیرنگ است.

 عذرا: به هرآن چیزی که سوراخ نشده باشد میگویند.

 جعفر: ماده شتری که شیر بسیار داشته باشد.

 ذبیح: به هرچارپایی که گلویش را ببرند میگویند. ذبح شده یعنی گلو بریده

 باقر: که از خانواده بقره می‌باشد به گاو نر چاق میگویند و اعراب جاهلی به کسی که خیلی چیز می‌فهمیده است نیز میگفته. باقرالعلوم یعنی طرف همچون گاو چیز میداند.

 عباس: از عبس می‌آید به معنای اخمو، ترشرو، ترسناک و بدخود

 عثمان: بچه مار

 کاظم: از کظم می‌آید و به معنای لال بودن، گنگ و بی‌زبان و خاموش

 هاشم: به نان فروش دوره ‌گرد می‌گفته اند!

 حیدر: این نام مخلوطی است از عربی و پارسی، حی یعنی زنده و در یعنی دریدن! حیدر به کسی گفته اند که انسانها را زنده زنده پاره میکرده است.

 صغری: کوچک و پست و اصغر نیز از همین خانواده و ریشه صغرا است. به معنای کوچکتر!

 سید و سیدی آقا و آقایی

 البته نامهای دیگری چون کلب علی، کلبحسین و غیره نیز رایج بوده است که کلب یعنی سگ و کلب علی یعنی سگ علی و سک حسین و غیره. اینها نمونه اندکی بود ازمعنی برخی از نامهای تازی که درمیان ما ایرانیان قرنها رایج است. ما کمتر از معنی آنها آگاه بوده ایم و کلاً این گونه نامها نوعی توهین وتحقیر بوده است برای هرعنصر ایرانی همچنانکه درقرنهای نخست هجوم تازیان به ایران، ما را برده و موالی میخواندند و خودشان را مولا! و براساس همین تفکر و اندیشه بودکه نامهای نازیبای عربی را نیز برما تحمیل کردند! همچنانکه با رایج نمودن واژه و لقب و یا عنوان آقا که عربی آن میشود سید!! به طور غلط به ما فهماندند که سید بودن یعنی نواده پیامبر اسلام بودن! یک پنجم درآمد هر ایرانی نیز در بست باید دراختیار تازیان قرار بگیرد و چون سید بودن یک برتری اجتماعی و اقتصادی را از آن دارنده این عنوان میکرد، تعداد سیدها نیز در تاریخ ما فراوان شد و تا به امروز برجای مانده است. وکلاً نوعی تبعیض اجتماعی میان تازی و ایرانی.

چهارشنبه 15 آبان 1387

پس از اعلام منفی بودن نتیجه آزمایش ایدز بهروز  موجی از شادی قزوین را فرا گرفت

 ***************************


 یارو میره قزوین و بر میگرده. ازش می‌پرسند: چی شد، بلایی سرت نیومد؟ کاریت نکردن؟ میگه: نه بابا خیلی هم خوب بود. ما رو بردن خونشون، بهمون غذا دادن، شب هم با هم نشستیم عرق خوردیم و خلاصه خیلی هم حال داد. بهش میگن: بابا خوب فکر کن ببین کاری باهات نکردن؟ یارو دوباره میگه: نه والله، هیچی نشد، من که چیزی یادم نمیاد... آهان! فقط یک چیزیو من آخر نفهمیدم، من همیشه وقتی عرق میخوردم فردا صبحش سرم درد می‌گرفت، این دفعه نمیدونم چرا فرداش کونم درد می‌کرد

***************************
یه بابایی چکش تو قزوین برمی‌گرده میفته زندون، با خودش میگه الان اینا ترتیب ما رو میدن، بگذار یکم خالی ببندیم،‌ بلکن بترسند. شروع می‌کنه میگه: آره من دو نفر رو خفه کردم، تو یک درگیری سه تا پلیس کشتم، شیش تا بی معرفت رو تو یک شب کاردی کردم، همین دیروز هم یک نالوطی رو با ساطور کشتم! یارو قزوینیه بهش میگه: ‌بالام جان تو ما رو هم کشتی!

***************************
توی قزوین داشتن در مورد انتخابات مجلس گزارش تهیه میکردن یارو گزارشگر از یه پیرمرد بازاری میپرسه: به نظر شما با صلاحیت ترین کاندید این دوره کیه؟ حاج آقا میگه: والا بالام جان این روزا هر علف بچه ای مدعیه که کان دیده! ولی خدا وکیلی هیشکی تو کل قزوین قدر این حسین آقا آمپول زن کان ندیده!!!!

***************************
 تو پلیس راه اتوبان قزوین یه کامیون رو نگه میدارن.میبینن شیشه سمت راننده بازه یه کونم ازش بیرونه!! خلاصه میرن جلو به راننده میتوپن که: مرتیکه فلان فلان شده.این چه وضع افتضاحیه!!! قزوینیه با تعجب میگه: کدام وضع بالام جان؟! مامورا شاکی میشن میگن خودتو به نفهمی نزن.این چیه از شیشه اومده بیرون؟!! قزوینیه میگه: شما هم منو ترسوندین! بالام جان این کان بچست!! گذاشتم تو راه تگری بشه بره قزوین بزنم!!!!!!!

***************************
زنه یه قزوینی میره پیش دکتر و میگه :آقای دکتر خسته شدم ..شوهرم همیشه از عقب منو میکنه
دکتره میگه : این دفعه بگو حامله هستم و از عقب نمیشه شب زنه به قزوینیه میگه : از عقب نمیشه .. حامله ام . قزوینی هم میگه خب از جلو میکنم .بعد از نیم ساعت قزوینیه شاکی میگه :بالام جان ... پس کون این بچه کو؟

***************************
قزوینیه خیلی بچه باز بوده، فک و فامیل میگن زنش بدیم بلکن درست شه. خلاصه براش یک زنه خوشگل می گیرند. شب اول که میره با خانوم تو حجله، وقتی لباساشون رو در میارند، ‌یهو قزوینیه همین جور خشکش می زنه. زنه می پرسه: چی شده؟ حالت خوبه؟ قزوینیه سرشو تکون میده، میگه: بالام جان! این کونی که تو داری، داداشت دیگه چه کونی باید داشته باشه!!


 ***************************

قزوینیه میاد تهران بواسیرشو عمل میکنه، بعد میره شرکت بیمه که پولشو بگیره، اونجا بهش میگن چون شما تو قزوین بیمه هستید، باید برید همونجا پولتون رو بگیرید. خلاصه قزوینیه هم برمیگرده قزوین، میره شرکت بیمه میگه: بالام جان من تهران عمل جراحی داشتم، گفتن بیام اینجا پولمو بگیرم. مسوول اونجا ازش میپرسه: شما کجاتون رو عمل کردین؟ قزوینیه میگه: بواسیرم رو. یارو میگه: اِهکی! بالام جان بیمه که پول عمل زیبایی رو نمیده!!!


 ***************************

  قزوینیه یه بچه خشگل بلند کرده بوده، پای معامله که میرسن قزوینه میگه: ببین بالام جان، اگه بزاری توش بزارم 50 تومن بت میدم اگر هم بزاری لاش بزارم 100 تومن بت میدم. بچه هم پیش خودش میگه: عجب نرخ خوبیه! بزار یه لاپا بهش بدیم 100 تومن کاسب بشیم. خلاصه تا وارد عمل میشن قزوینیه امونش نمیده و تا دسته می کنه تو ماتحت بچه مردم! پسره هم بدبخت با هزار مکافات خودشو میکشه بالا میگه: خوار...سده مگه قرار نبود لا پام بذاری؟! پس چرا کردی توش؟! قزوینیه میگه: بالام جان به جون تو دست کردم تو جیبم دیدم 50 تومن بیشتر ندارم!!!

 

***************************
  یه بابایی چکش تو قزوین برمی گرده میفته زندون، با خودش میگه الان اینا ترتیب ما رو میدن، بگذار یکم خالی ببندیم،‌ بلکن بترسند. شروع می کنه میگه: آره من دو نفر رو خفه کردم، تو یک درگیری سه تا پلیس کشتم، شیش تا بی معرفت رو تو یک شب کاردی کردم، همین دیروز هم یک نالوطی رو با ساطور کشتم! یارو قزوینیه بهش میگه: ‌بالام جان تو ما رو هم کشتی!!!

 

***************************
تو اروپا از قزوینیه می‌پرسند: ببینم قزوین کجاست؟ میگه: چیه؟ اگه کونت میخاره، همینجاست!


 ***************************

  قزوینیه میره مسجد وقتی می رن رکوع سکته می کنه


*************************** 

قزوینیه تو یک کوچه خلوت یک پسر خوشگل میبینه، میره جلو دست میکشه به سرش، میگه: بالام جان اسمت چیه؟ یهو بابای پسره از تو حیاط داد میزنه: اسمش حمیده، کان هم نمیده!!!

***************************
  شعر و آهنگ عروسی در قزوین: " عزیزم بگو برمیگردی!!"

***************************
یک بابایی پسرش تو قزوین گم میشه، میره پاسگاه گذارش میده. بهش میگن خوب مشخصات پسرتون چیه؟ میگه: هشت سالشه، تپله، موهاش بوره، چشاش آبیه، یک شلوار کوتاه هم پاشه. یارو افسره تو میکروفون میگه: به کلیه واحدها، برادرا توجه کنن، یه تیکه باحال گم شده.


چهارشنبه 15 آبان 1387

فحش های عربها:


از جلوی چشمام خفه شو!


کثافت مرض!


پاتو از روی بوق بردار!


گردن درازی می کنی!


زبون کلفت! 

***********************************************
از عربه می پرسن شما از چه سنی کیرتون رشد می کنه که اینقدر بزرگ میشه ؟
میگه : ما از همون اول کیریم ! به مرور زمان دست و پا در میاریم !!!  

***********************************************


آبادانی با ماشینش می ره تهران تایر ماشینش پنچر می شه پیشش می شینه می گه آخ جون هوای شهرمون

*********************************************** 


از حجله عربه صدای جیغ میاد بیرون، همه دست میزنند و کل می‌کشند. عربه میاد بیرون و میگه: چه خبرتونه؟ تازه نشونش دادم

 

 ***********************************************


عربه میره داروخونه، میگه: ولک یک بسته کاپوت بده. طرف میگه: چه سایزی؟ عربه میگه: من سایز مایز حالیم نیست، یک بسته کاپوت میخوام! خلاصه بعد از یک ربع کلنجار، آخر قرار میشه آقای دکتر یک دست به معاملة طرف بزنه و سازش رو در بیاره، فقط به شرط اینکه روشو اونور کنه تا عربه خجالت نکشه!! خلاصه جناب دکتر معاملة آقا رو میگیره دستش، داد میزنه: پسر یک بسته کاندوم سایز 2 بیار.. نه نه واستا.. یک بسته کاندوم سایز 3 بیار... نه نه..سایز 4.... پسر یک دستمال بیار

 

*********************************************** 


عربه نمی دونسته توی حجله چه کار بایدبکنه رو همین حساب عبود یه موبایل بهش میده تا با اون بتونه راهنماییش کنه . خلاصه وقتش که می رسه عربه زنگ می زنه و می پرسه چه کار کنم ، عبود هم بهش میگه اول لختش کن بعد بیا ازش لب بگیر و بیا پایین تا برسی به سینه . اونجارو که مالش دادی میای یک وجب پایین تر از ناف یه سوراخی هست درسته ؟ عربه هم میگه آره . میگه حالا اونی رو که من و تو داریم و خدیجه نداره بکن تو اون سوراخ . عربه هم موبایل رو ور میداره میکنه تو اون سوراخ

 

 ***********************************************


عربه سوار تاکسی میشه، میشینه کنار یک دختره آخر تیکه. یک مدت میگذره، برمیگرده به دختره میگه: ببخشید خواهر، یک سوال جنسی داشتم! دختره میگه:خفه شو کثافتِ نکبت! باز یک مدت میگذره، باز عربه میپرسه: ببخشید، میتونم یک سوال جنسی بپرسم؟! دختره میگه: گمشو سوال جنسی رو برو ازون ننة قحبت بپرس! خلاصه عربه اونقدر گیر میده تا آخر دختره حوصلش سر میره، میگه: بپرس ببینم چه مرگته؟! عربه میگه: شرمنده خواهر، جنس این شلوارتون چیه؟

 

 

***********************************************
عربه میره آزمایش خون بده، پرستاره هرچی می‌خواسته با سرنگ خون بکشه، نمی‌تونسته. بالاخره مجبور میشه انگشت سبابه یارو رو سوراخ کنه تا خون بیاد، ولی باز خونی در نمیاد. بالاخره مجبور میشه با دهن یک مک بزنه تا یکم خون بریزه رولام. عربه خیلی خوشش میاد، میگه: ببخشید خانم فردا دوباره شما ازمایش میگیرید؟ پرستار میگه: چطور مگه؟ عربه میگه: آخه فردا من آزمایش ادرار دارم

*********************************************** 


عربه هی میگوزیده، بعدش یک لیوان آب میخورده. ازش میپرسن: چرا هی بعد از گوزیدن آب میخوری؟ میگه: ولک، اگه آب نخورم که گرد و خاک میشه!

*********************************************** 


یه روز مسابقه میزارن هر کی بتونه یه خر و هم بخندونه هم گریه اونو در بیاره!!هیشکی نمیتونه!!!. یه عربه میاد هم می خندوندش هم گریشو در میاره ازش  میپرسن چطوری این کارو کردی؟!! میگه بهش گفتم ماله من از ماله تو  بزرگتره!!!خره خندش گرفت!!بعد در آوردم بهش نشون دادم گریش در اومد!!

 ***********************************************


 به عربه میگن زن رو تشبیه کن، میگه: ولک زن مثل باغچه میمونه... صبح آبش میدی، ظهر آبش میدی، شب هم شیلنگ رو میندازی توش تا صبح آب بخوره

 

***********************************************
یه روز یه آبادانی عینک ریبون زده بود اما یه شیشه نداشت بهش میگن این چه عینکیه زدی؟میگه ولک توی تَرکم

***********************************************
سه نفر هندی و یک عرب از هواپیما پیاده شده و وارد فرودگاه نیویورک شدند و شروع کردند به پر کردن فرمهای اطلاعات شخصی یکی از سوالات این بود: Sex? (یعنی جنسیت؟) هندی 1: هرگز نداشته‌ام ولی بدم هم نمیاد! هندی 2: فقط یه بار اونم وقتی بچه بودم! هندی 3: انشاءالله بزودی چون دوست دخترم در آمریکاست. مرد عرب هم جواب داد: بله. اینجا بود که کفر مأمور فرودگاه درآمد و با عصبانیت به مرد عرب گفت: بله یعنی چی!؟ مرد یا زن!؟ آقا عربه با خونسردی گفت: فرقی نمیکنه هر دو جورش رو دوست دارم!

 

***********************************************
یه بار از یه عرب می پرسن : اگه همه دنیا رو بهت بدن چکار میکنی ؟ میگه : میفروشم . میرم کویت!!!

*********************************************** 


یه باربه یه آبادانی و اصفهانی وتهرانی می گن که کی ماهی بزرگ گرفته.اصفهانی میگه من ماهی 18 متری گرفتم. تهرانی میگه19متری.آبادانی میگه10متری.بهش میگن اینکه از همه کوچیکه.میگه:ولک چشاش اینقدره......

 

*********************************************** 


یک دفعه به یه آبادانی می گن با مخابرات جمله بساز آبادانی گفت مخا برات برقصم


به یه عربه میگن: بزرگترین آرزوت چیه؟ یارو میگه: تنها آرزوم اینه که یه روز صبح قبل از آلت تناسلی‌ام از خواب بیدار بشم

***********************************************
یه روز مسابقه میزارن هر کی بتونه یه خر و هم بخندونه هم گریه اونو در بیاره!!هیشکی نمیتونه!!!. یه عربه میاد هم می خندوندش هم گریشو در میاره ازش  میپرسن چطوری این کارو کردی؟!! میگه بهش گفتم ماله من از ماله تو  بزرگتره!!!خره خندش گرفت!!بعد در آوردم بهش نشون دادم گریش در اومد!!


 ***********************************************


عبود و جاسم میرن توالت عمومی ، عبود از این دستشویی میگوزه جاسم از اون دستشویی یک دفعه عبود داد می زنه می گه جاسم اومدی دستشویی یا اومدی با من بحث کنی

*********************************************** 


یه کوسه یه آبادانی رو می خوره میره پیش باقی کوسه ها می گه مو نهنگم!

***********************************************


یه آبادانیه داشته تو دریا غرق می شده عینک آفتابیش رو در می یاره می ذاره رو دمپایی ابریش میگه: کـا ! تو خودتو نجات بده فکر من نباش

*********************************************** 


از آبادانی یه می پرسن: (قدس سره) یعنی چه؟آبادانی یه بعد از کلی فکر کردن می گه : یه چیزی توی مایه ی دمت گرم

*********************************************** 


تو بندر عباس مار ماهی میگیرن تو دبی عربه می افته تو دریا

 ***********************************************


آبادانیه می خواسته بره خواستگاری، دیرش شده بوده حواسش پرت می شه شلوارش رو پشت و رو می پوشه و با عجله می دوه تو خیابون، یهو یک ماشین میاد می زنه درازش میکنه وسط خیابون. رانندهه میاد بالا سرش، می گه: طوریت که نشده؟ آبادانیه یک نگاه به سر تا پاش می کنه، چشمش می افته به شلوارش، می گه: چی چیو طوری نشده، ولک زدی حسابی پی چوندی!

***********************************************


چهارتا آبادانی می خواستند از مرز خارج بشن, تصمیم می گیرند پوست گوسفند بپوشند و قاطی گوسفندها با گله حرکت کنند. درست در لحظه ای که می خواستند از مرز خارج بشن, نیروهای انتظامی فریاد می زنند: آهای اون چهارتا آبادانی بیان بیرون از گله. آنها با تعجب خارج میشن و می‌پرسند شما از کجا فهمیدین که ما آبادانی هستیم؟ مامورا می‌گن: از اونجایی که گوسفندها عینک ری بن نمی‌زنند.

***********************************************
آبادانیه رو برق میگیره، میگه: ولک ولم کن تا ولت کنم!


یه ماره میره تو شرت عربه، میگه: رخصت پهلوون

یکشنبه 12 آبان 1387

در دیار نیلگون خواب!

ای جدایی تو بهترین بهانه ی گریستن!

بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام.

ای نوازش تو بهترین امید زیستن!

در کنار تو

من ز اوج لذتی نگفتنی گذشته ام.

خوب خوب نازنین من!

نام تو مرا همیشه مست میکند

بهتر از شراب

بهتر از تمام شعرهای ناب!

نام تو اگر چه بهترین سرود زندگی است

من ترا به خلوت خدایی خیال خود

"بهترین بهترین من"خطاب می کنم

بهترین بهترین من!

                                 فریدون مشیری